پارت نود و پنجم :

برای‌اینکه یک‌وقت دوباره هلگورد بحث احساسی ندوزد گفت: گیتارتو آوردی یه چیزی بخون.
هلگورد دوباره نشست. گیتارش را درآورد و روی پاهایش گذاشت و گفت: چی دوست داری بخونم؟

ـ یه آهنگی می‌خوندی اون روز که اومدم باهات معامله کنم؟
هلگورد شروع کرد به خواندن.

ـ هر شب تو یادتم / تو میای به خواب من / سر می‌ذاری باز روی‌ شونه‌های من / دل‌تنگت شدم / شدی دنیای من / من بهونه‌تو هر شب مÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mohana

    0

    چرا هر اهنگی ت رمان گذاشتی من تا حالا نشنیدمم حداقل اسم خواندده و اهنگو مینوشتی گلیی😂❤️

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    میتونی متن اهنگ رو توی گوگل جست و جو کنی مهربون😍❤️

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    بهترین رمانه😍❤️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️